محتوا محتوا

خاطرات مبارز انقلابی تفت:


حجت الاسلام شیخ امان الله اسماعیلی، طلبه انقلابی، روز های اول انقلاب است؛ وی از حال و هوای خواندنی و شنیدنی انقلاب تفت می گوید.

مختصری خودتان را معرفی فرمایید ودرباره شکل گیری انقلاب در شهرستان تفت بفرمایید؟

من شیخ امان‌الله اسماعیلی متولد 1321 ، طلبه‌ای که در آن ایام 35ساله بودم. قبل از انقلاب حضرت آیت‌الله موحد کرمانی ابتدا به تفت آمدند و انقلاب را معرفی کردند و جرقه انقلاب در تفت خورده شد. بعد حضرت آیت‌الله حسنعلی مدیریت انقلاب تفت را بر عهده گرفتند.شروع تحصن‌ها در آموزش‌وپرورش تفت بود و حدوداً بیست روزی طول کشید و من هم در جمعشان بودم . راهپیمایی‌های تفت هر جا که موقع اذان ظهر می‌شد همان‌جا نماز به‌صورت جماعت به امامت آیت‌الله حسنعلی برگزار می‌گردد و دوباره راهپیمایی انجام می‌گرفت . شعارها مختلف بود البته بیشتر مرگ بر شاه بود. من مورد اعتماد حضرت آیت‌الله حسنعلی بودم و ایشان بیانیه‌های انقلاب یا اطلاعیه‌ها را برای ما بیان می‌کرد و مابعد از نماز یا موقع سخنرانی، به مسجدی‌ها اطلاع می‌دادیم. فردای آن روزه‌ام مسجدی‌ها اعم از کشاورز یا مغازه‌دار  جهت اعتراض یا تحصن می‌آمدند  . من رساله امام را قبل از تکلیف داشتم . این رساله شامل چند مرجع بود که یکی از مراجع آن حضرت امام بود . البته اسم امام به‌صورت حرف (خ ) داخل پرانتز نوشته‌شده بود. که خودم می‌فهمیدم فتوای امام است . من ترس از ژاندارمری یا شهربانی نداشتم. سید یحیی بکاء هرسال در منزل خودش ایام فاطمیه مراسم می‌گیرد و من جهت روضه‌خوانی به این مراسم دعوت بوده‌ام . آن سال رئیس شهربانی سید یحیی بکاء را خواست و از پرسیدند که چرا اطلاع نداده است که روحانی مراسم چه کسی است؟ بعد رئیس شهربانی من را احضار کرد و حتی از من عکس گرفت و گفت : که شما باید از ما اجازه بگیرید و منبر بروید . البته من اصلاً هیچ اجازه‌ای از آن‌ها نمی‌گرفتم . یک روز یکی از افراد ژاندارمری آمد که موتور ما را بگیرد . ما هم گفتیم نمی‌دهیم . او گفت : من ژاندارم هستم در جواب او گفتم :که من قاضی بازار ام . حریف من نمی‌شدند و من با آن‌ها محکم بودم . حتی روز 4 آبان من دکان خودم را برخلاف دستور بازمی گذاشتم و هیچ‌گونه تزیین با پارچه یا چراغ نمی‌کردم . خانواده ما ختم قرآن گذاشته بودند تا این رژیم سرنگون شود . نزدیک به غروب22بهمن فهمیدیم که انقلاب پیروز شده است. بعد هم همگی در حسینیه امام جمع شدیم و شخصی به نام جلال از یزد سم مجسمه اسب شاه را از یزد به تفت آورده بود. همه خوشحال بودند که رژیم  شاه سرنگون‌شده است.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مرحوم شهید صدوقی و حاج‌آقا دعایی به تفت آمدند و به من گفتند :که این مسجد امانت است. من الان 43سال امام جماعت مسجد صاحب‌الزمان هستم.

پیشرفت‌های  انقلاب را در چهل‌سالگی چگونه می‌بینید؟

بعضی‌ها می‌گویند که این انقلاب برای ما چه کرده است؟من می‌گویم شما برای انقلاب چه کردید؟ من یادم نمی‌رود تفت سه تا اتوبوس داشت .دوتا اتوبوس مال مسلمان‌ها و اتوبوس دیگر برای زرتشتی‌ها بود.که فقط صبح یزد می‌رفت و فقط شب برمی‌گشت.آن‌وقت‌ها چند خانواده در یک‌خانه زندگی می‌کردند. شهرترت هر کوچه قدیمی‌اش  چهارتا چراغ‌نفتی داشت که اکثراً به خاطر باد خاموش می‌شد .این وضعیت برق تفت بود . الآن به برکت این انقلاب مردم صاحب‌خانه ، ماشین ، خانه بهداشت ، برق، گاز و حق رأی در انتخابات شدند . قبل انقلاب مساجد فرش درستی نداشت. اکثراً بافرش های خانگی ، برای روضه فرش می‌شد . الان الحمدالله هیچ مسجدی نیست که فرش نداشته باشد .این اربعین عراق با این عزاداری وسیع به برکت انقلاب ماست .چون در دوران بعث و رژیم شاه اصلاً این‌طور عزاداری باشکوهی نبود . الحمدالله که انقلاب پیروز شد و راه خود را پیداکرده است و به دنیا صادرشده است.

 




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


اخبار شهرستان اخبار شهرستان