محتوا محتوا

دلتنوشته ای برای شهید پروران اسلامیه؛


؛ مردم اسلامیه امروز گویا سال ها منتظر بودند؛ منتظر یک ودیعه الهی؛ ودیعه ای از طرف مادر پهلو شکسته

صبح تفت؛گمنام آشنا سلام! باز تکرار حضور ناگهان تو و سلامهای دستپاچه من! هراز چندگاهی تلنگری میشوی به خواب عقربه های ساعت روزمرگی هایم تا فراموش نکنم اروند خروشان و کوسه هایش را. غواص های گم شده در والفجر 8 وکربلای 4 را. زخم های دهان باز کرده شلمچه و غروب سرخ هویزه را. تو می آیی مثل همیشه. گمنام! ومن چه ساده دل میبندم مثل قبل. دوباره میروی از پس یک تشییع کوتاه نیم روزی و من باز هم دل برمیدارم و سلامهایم را بدوش میکشم و میروم به سمت فردا به آن نمی دانم کجا و کجا… اما دل خوشم به آمدنی دیگر که معلوم نیست باز کی از راه برسد. امان ازاین تجربه های مکرر دلتنگی!

امروز هر چه فکر کردم نفهمیدم...؛ اصلا نباید خیلی چیزها را فهمید؛ مردم اسلامیه امروز گویا سال ها منتظر بودند؛ منتظر یک ودیعه الهی؛ ودیعه ای از طرف مادر پهلو شکسته؛ راستی مردم اسلامیه شما چه چیز پیش خدا دارید؟ چه دارید که خدا اینقدر هوایتان را دارد؟ چه کردید که خدا این همه لیاقتتان داده؟ شاید آن 21 شهید که تقدیم کردید امروز واسطه این فیض بودند؛

هر چه بود و نبود؛ درود بر شرف و عشق و اخلاص شما...




رای شما
میانگین (1 رای)
The average rating is 5.0 stars out of 5.